1- واحد خمین، دانشگاه آزاد اسلامی
2- سازمان سمت
چکیده: (3966 مشاهده)
زمینه و هدف: دلزدگی زناشویی از آشفتگیها و نابهنجاریهای روانشناختی است که موجب مشکلهای روانی و بیتفاوتی (طلاق عاطفی) و طلاق زوجین میشود. این پژوهش با هدف تعیین و مقایسهٔ اثربخشی آموزش رویکرد فلدمن و مهارتهای صمیمانه (PAIRS) بر کیفیت زندگی زناشویی زنان دچار دلزدگی زناشویی انجام شد.
روشبررسی: این پژوهش از نوع نیمهتجربی با طرح پیشآزمونپسآزمون با دو گروه آزمایش و یکگروه کنترل بود. جامعهٔ آماری پژوهش حاضر را تمامی زنان دچار دلزدگی زناشویی شهرستان تهران تشکیل دادند که طی فراخوان عمومی ۳۶ نفر انتخاب شده و بهطور تصادفی در سه گروه آزمایشی یک و گروه آزمایشی دو و کنترل قرار گرفتند. برای هر سه گروه پیشآزمون پرسشنامهٔ کیفیت زندگی زناشویی فلچر و همکاران (۲۰۰۰) اجرا شد. سپس طرح مداخلهٔ روش چندسطحی فلدمن در گروه آزمایش یک و مداخله با رویکرد آموزش مهارتهای صمیمانه برای گروه آزمایش دو انجام پذیرفت؛ اما گروه کنترل، هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. نتایج با روش کواریانس در سطح ۵درصد تحلیل شد.
یافتهها: نتایج آنالیز کواریانس نشان داد که هر دو روش چندسطحی فلدمن و مهارتهای صمیمانه بر افزایش کیفیت زندگی زناشویی در زنان دچار دلزدگی زناشویی تأثیر معناداری دارد (۰٫۰۰۱>p). آزمون تعقیبی نیز مشخص کرد که بین میزان اثربخشی دو رویکرد مذکور تفاوت معناداری مشاهده نمیشود.
نتیجهگیری: میتوان بهمنظور افزایش کیفیت زندگی زناشویی از رویکردهای چندسطحی فلدمن و مهارتهای صمیمانه بهره برد.
نوع مطالعه:
مقاله پژوهشی اصیل |
موضوع مقاله:
موضوع اول