1- گروه روانشناسی عمومی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی
چکیده: (4082 مشاهده)
زمینه و هدف: هنگامیکه یکی از اعضای خانواده مبتلا به بیماری مزمنی تشخیص داده میشود، ممکن است عملکرد کل خانواده تحتتأثیر قرار بگیرد. این پژوهش با هدف تعیین نقش میانجی اضطراب ادراکشدهٔ والدین در رابطهٔ انطباقپذیری با سبک مقابله با استرس مسئلهمدار در خانوادهٔ کودکان مبتلا به اوتیسم انجام شد.
روشبررسی: روش پژوهش همبستگی مبتنیبر شیوهٔ مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعهٔ آماری را خانوادههای دارای کودکان اوتیسم در انجمن اوتیسم شهر تهران تشکیل دادند و تعداد ۳۶۰ نمونه بهروش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری شامل پرسشنامهٔ استرس ادراکشدهٔ کوهن و همکاران (۱۹۸۳) و پرسشنامهٔ سبکهای مقابلهای بیلینگز و موس (۱۹۸۴) و مقیاس انطباقپذیری السون و پورتنر و لاوی (۱۹۸۵) بود. بهمنظور تجزیهوتحلیل اطلاعات بهدستآمده از آمار توصیفی مانند میانگین و انحراف معیار و آمار استنباطی ازجمله همبستگی پیرسون و معادلات رگرسیونی در سطح معناداری ۰٫۰۵ و نرمافزارهای SPSS نسخهٔ ۱۸ و Amos نسخهٔ ۲۳ استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که بین سبک مقابله با استرس مسئلهمدار با انطباقپذیری کودکان مبتلا به اوتیسم رابطهٔ مستقیم و معنادار (۰٫۲۱β= و ۰٫۰۰۱<p) و بین اضطراب ادراکشدهٔ والدین با انطباقپذیری کودکان دارای اوتیسم رابطهٔ معکوس و معناداری مشاهده میشود (۰٫۳۸β=- و ۰٫۰۰۱<p). همچنین اضطراب ادراکشدهٔ والدین در رابطهٔ انطباقپذیری با سبک مقابله با استرس مسئلهمدار در خانوادهٔ کودکان مبتلا به اوتیسم نقش میانجی دارد.
نتیجهگیری: براساس یافتههای این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که استرس و سبک مقابلهٔ مسئلهمدار والدین در انطباقپذیری خانوادهٔ دارای فرزند اوتیسم مؤثر است.
نوع مطالعه:
مقاله پژوهشی اصیل |
موضوع مقاله:
روانشناسی