زمینه و هدف: اختلال اضطراب جدایی، اختلال روانی شایع در دوران کودکی و اوایل نوجوانی است؛ بنابراین، پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی والدگری مثبت بر کارکردهای اجرایی و خلاقیت کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی انجام شد.
روشبررسی: روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با دورۀ پیگیری یکماهه همراه با گروه گواه بود. جامعۀ آماری پژوهش را دانشآموزان داوطلب دارای علائم اختلال اضطراب جدایی ارجاعیافته به مراکز و هستههای مشاورۀ آموزشوپرورش شهر تهران و والد مادر آنها در سال ۱۴۰۳، تشکیل دادند. گروه نمونه، سی نفر از دانشآموزان واجد شرایط و داوطلب بههمراه والد مادرشان بود. آنها بهشیوۀ هدفمند و براساس ملاکهای ورود، وارد مطالعه شدند و بهصورت تصادفی در گروههای آزمایش و گواه جایگزین شدند (هر گروه پانزده نفر). مادران گروه آزمایش هشت جلسه برنامۀ آموزشی والدگری مثبت دریافت کردند. گردآوری دادهها با استفاده از پرسشنامۀ شخصیت و عصبروانشناختی کولیج برای کودکان (کولیج و همکاران، ۲۰۰۲) و آزمون تصویری خلاقیت تورنس-فرم ب (تورنس، ۱۹۹۸) انجام شد. دادهها بهکمک نرمافزار SPSS ویراست ۲۷ با آزمونهای تی مستقل، خیدو، تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری ۰٫۰۵ تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد، بین میانگین نمرات پیشآزمون و پسآزمون متغیرهای کارکردهای اجرایی و خلاقیت در گروه آزمایش درمقایسه با گروه گواه، تفاوت معناداری وجود داشت (p < ۰٫۰۰۱). همچنین در گروه آزمایش، بین میانگین نمرات پسآزمون و پیگیری کارکردهای اجرایی (p = ۰٫۰۱۴) و خلاقیت (p = ۰٫۰۱۸) تفاوت معناداری بهدست آمد که حاکی از تقویت اثرات مداخله در گذر زمان بود.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش، نقش مهم مؤلفههای متمرکز بر خانواده را در رواندرمانی کودکان برجسته کرد و میتوان از آن برای رسیدگی به مشکلات شناختی در کودکان با اختلال اضطراب جدایی استفاده کرد.
| بازنشر اطلاعات | |
|
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |