زمینه و هدف: اختلال اضطراب فراگیر از اختلالات اضطرابی بسیار شایعتر در عصر حاضر است. این پژوهش باهدف مقایسهٔ طرحوارههای ناسازگار اولیه در زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و بدون اختلال اضطراب فراگیر انجام شد.
روشبررسی: روش مطالعهٔ حاضر توصیفی از نوع علّیمقایسهای بود. جامعهٔ آماری را تمامی زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر مراجعهکننده به مراکز سلامت روان منطقهٔ سه شهرستان بهشهر در سال ۱۴۰۴ تشکیل دادند. تعداد ۵۲ زن (۲۶ زن مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و ۲۶ زن بدون اختلال اضطراب فراگیر) بهروش نمونهگیری هدفمند بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش مقیاس اختلال اضطراب فراگیر (اسپیتزر و همکاران، ۲۰۰۶) و فرم کوتاه پرسشنامهٔ طرحوارههای ناسازگار یانگ (یانگ و براون، ۲۰۰۵) بود. تحلیل دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره در سطح معناداری ۰٫۰۵ در نرمافزار SPSS نسخهٔ ۲۲ صورت گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد، بین دو گروه زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و زنان بدون اختلال اضطراب فراگیر در حوزههای طرحوارههای ناسازگار اولیه (بریدگی و طرد، خودگردانی و عملکرد مختل، محدودیتهای مختل، دیگرجهتمندی، گوشبهزنگی بیشازحد و بازداری) تفاوت معناداری وجود داشت (p < ۰٫۰۰۱). نتایج مربوط به اندازهٔ اثر مشخص کرد، بیشترین میزان تفاوت بهترتیب مربوط به حوزههای خودگردانی و عملکرد مختل (η2 = ۰٫۳۳)، بریدگی و طرد (η2 = ۰٫۲۵)، گوشبهزنگی بیشازحد و بازداری (η2 = ۰٫۱۹)، دیگرجهتمندی (η2 = ۰٫۱۱) و محدودیتهای مختل (η2 = ۰٫۰۷) بود.
نتیجهگیری: براساس نتایج پژوهش، طرحوارههای ناسازگار اولیه در زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بهطور معناداری بیشتر از زنان بدون اختلال اضطراب فراگیر است که نقش ساختارهای شناختیهیجانی عمیق در شکلگیری و تداوم اختلال اضطراب فراگیر را برجسته میسازد.
| بازنشر اطلاعات | |
|
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |