، محسن جدیدی*1
، فاطمه حسنی1
زمینه و هدف: مادران دارای فرزند با اختلال طیف اتیسم از امید به زندگی کم و پریشانیهای روانشناختی زیادی در رنج هستند؛ برایناساس، پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش مبتنیبر پذیرش و تعهد بر امیدواری و پریشانی روانشناختی مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال طیف اتیسم انجام شد.
روشبررسی: روش پژوهش، نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون همراه با گروه گواه بود. جامعۀ آماری را همۀ مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال طیف اتیسم تشکیل دادند که در نیمۀ دوم سال ۱۴۰۲ در انجمن اتیسم شهر تهران، پیگیر درمان فرزند خود بودند. با استفاده از روش نمونهگیری دردسترس، ۴۶ نفر از افراد داوطلب و واجد شرایط وارد مطالعه شدند و سپس بهصورت تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه گواه گمارده شدند. گروه آزمایش آموزش مبتنیبر پذیرش و تعهد براساس پروتکل درمانی هایز و همکاران (۲۰۰۶) را دریافت کرد. آزمودنیها هردو گروه در ابتدای پژوهش مقیاس امید اشنایدر (اشنایدر و همکاران، ۱۹۹۱) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (لاویبوند و لاویبوند، ۱۹۹۵) را پاسخ دادند و پس از پایان مداخله، هردو گروه بار دیگر پرسشنامهها را تکمیل کردند. تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس تکمتغیره در نرمافزار SPSS نسخۀ ۲۸ صورت گرفت. سطح معناداری آزمونها ۰٫۰۵ بود.
یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس تکمتغیره نشان داد، در مرحلۀ پسآزمون، بین گروههای آزمایش و گواه در هردو متغیر امیدواری و پریشانی روانشناختی تفاوت معنادار وجود داشت (p < ۰٫۰۰۱). نتایج مجذور اتا مشخص کرد، آموزش مبتنیبر پذیرش و تعهد منجربه افزایش ۶۱٫۱درصدی امیدواری و کاهش ۷۹٫۸درصدی پریشانی روانشناختی در مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال طیف اتیسم شد.
نتیجهگیری: براساس یافتههای پژوهش، آموزش مبتنیبر پذیرش و تعهد به افزایش امیدواری و کاهش پریشانی روانشناختی مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال طیف اتیسم منجر میشود.
| بازنشر اطلاعات | |
|
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |