مقالات درحال ویرایش                   برگشت به فهرست مقالات | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- دانشگاه ازاد اسلامی
چکیده:   (126 مشاهده)
زمینه و هدف: به نظر می­رسد از دست دادن محبت والدین به هر دلیلی موجب می­شود نیازهای رشدی نوجوان نیز ناکام بماند که منجر به بحران­ها و آسیب­های روانی- رفتاری- اجتماعی در بین نوجوانان بی­سرپرست بدسرپرست و کیفیت زندگی پایین­تر می­شود. هدف پژوهش حاضر تبیین روابط ساختاری بین نیازهای بنیادین روان­شناختی و کیفیت زندگی بر اساس نقش میانجیگر هوش هیجانی در نوجوانان بی­سرپرست و بدسرپرست بود.
روش بررسی: روش پژوهش از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش حاضر شامل نوجوانان بی­سرپرست و بدسرپرست ساکن در مراکز شبه خانواده استان تهران به تعداد 1639 نفر در سال 1398 بودند که از میان آن­ها تعداد 258 نفر به روش نمونه­برداری در دسترس از 19 مرکز واقع در شهرستان­های تهران، پرند، ری، شمیرانات، شهریار و ملارد انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه نیازهای اساسی صاحبی (1382)؛ مقیاس هوش هیجانی شات و همکاران (1998) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت 1989 بود. داده­های پژوهش حاضر پس از حذف 6 پرسشنامه مخدوش و 2 داده پرت با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری، نرم افزار ایموس و سطح معناداری 05/0 تحلیل شدند.
یافته­ها: در پژوهش حاضر نتایج نشان داد که مدل مفروض با داده‌های گردآوری شده برازش داشت (03/114=2c، 957/0=CFI، 930/0=GFI، 893/0=AGFI و 067/0=RMSEA). نیازهای بنیادین روان­شناختی بر کیفیت زندگی اثر مستقیم داشت (001/0=P، 398/0=β). هوش هیجانی بر کیفیت زندگی اثر مستقیم داشت (001/0=P، 618/0=β). نیازهای بنیادین روان شناختی بر کیفیت زندگی اثر غیر مستقیم داشت (001/0=P، 425/0=β).
نتیجه­گیری: بر اساس یافته­های این پژوهش در نوجوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست هوش هیجانی رابطه بین نیازهای بنیادین با کیفیت زندگی را به صورت مثبت میانجیگری می‌کند.زمینه و هدف: به نظر می­رسد از دست دادن محبت والدین به هر دلیلی موجب می­شود نیازهای رشدی نوجوان نیز ناکام بماند که منجر به بحران­ها و آسیب­های روانی- رفتاری- اجتماعی در بین نوجوانان بی­سرپرست بدسرپرست و کیفیت زندگی پایین­تر می­شود. هدف پژوهش حاضر تبیین روابط ساختاری بین نیازهای بنیادین روان­شناختی و کیفیت زندگی بر اساس نقش میانجیگر هوش هیجانی در نوجوانان بی­سرپرست و بدسرپرست بود.
روش بررسی: روش پژوهش از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش حاضر شامل نوجوانان بی­سرپرست و بدسرپرست ساکن در مراکز شبه خانواده استان تهران به تعداد 1639 نفر در سال 1398 بودند که از میان آن­ها تعداد 258 نفر به روش نمونه­برداری در دسترس از 19 مرکز واقع در شهرستان­های تهران، پرند، ری، شمیرانات، شهریار و ملارد انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه نیازهای اساسی صاحبی (1382)؛ مقیاس هوش هیجانی شات و همکاران (1998) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت 1989 بود. داده­های پژوهش حاضر پس از حذف 6 پرسشنامه مخدوش و 2 داده پرت با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری، نرم افزار ایموس و سطح معناداری 05/0 تحلیل شدند.
یافته­ها: در پژوهش حاضر نتایج نشان داد که مدل مفروض با داده‌های گردآوری شده برازش داشت (03/114=2c، 957/0=CFI، 930/0=GFI، 893/0=AGFI و 067/0=RMSEA). نیازهای بنیادین روان­شناختی بر کیفیت زندگی اثر مستقیم داشت (001/0=P، 398/0=β). هوش هیجانی بر کیفیت زندگی اثر مستقیم داشت (001/0=P، 618/0=β). نیازهای بنیادین روان شناختی بر کیفیت زندگی اثر غیر مستقیم داشت (001/0=P، 425/0=β).
نتیجه­گیری: بر اساس یافته­های این پژوهش در نوجوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست هوش هیجانی رابطه بین نیازهای بنیادین با کیفیت زندگی را به صورت مثبت میانجیگری می‌کند.زمینه و هدف: به نظر می­رسد از دست دادن محبت والدین به هر دلیلی موجب می­شود نیازهای رشدی نوجوان نیز ناکام بماند که منجر به بحران­ها و آسیب­های روانی- رفتاری- اجتماعی در بین نوجوانان بی­سرپرست بدسرپرست و کیفیت زندگی پایین­تر می­شود. هدف پژوهش حاضر تبیین روابط ساختاری بین نیازهای بنیادین روان­شناختی و کیفیت زندگی بر اساس نقش میانجیگر هوش هیجانی در نوجوانان بی­سرپرست و بدسرپرست بود.
روش بررسی: روش پژوهش از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش حاضر شامل نوجوانان بی­سرپرست و بدسرپرست ساکن در مراکز شبه خانواده استان تهران به تعداد 1639 نفر در سال 1398 بودند که از میان آن­ها تعداد 258 نفر به روش نمونه­برداری در دسترس از 19 مرکز واقع در شهرستان­های تهران، پرند، ری، شمیرانات، شهریار و ملارد انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه نیازهای اساسی صاحبی (1382)؛ مقیاس هوش هیجانی شات و همکاران (1998) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت 1989 بود. داده­های پژوهش حاضر پس از حذف 6 پرسشنامه مخدوش و 2 داده پرت با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری، نرم افزار ایموس و سطح معناداری 05/0 تحلیل شدند.
یافته­ها: در پژوهش حاضر نتایج نشان داد که مدل مفروض با داده‌های گردآوری شده برازش داشت (03/114=2c، 957/0=CFI، 930/0=GFI، 893/0=AGFI و 067/0=RMSEA). نیازهای بنیادین روان­شناختی بر کیفیت زندگی اثر مستقیم داشت (001/0=P، 398/0=β). هوش هیجانی بر کیفیت زندگی اثر مستقیم داشت (001/0=P، 618/0=β). نیازهای بنیادین روان شناختی بر کیفیت زندگی اثر غیر مستقیم داشت (001/0=P، 425/0=β).
نتیجه­گیری: بر اساس یافته­های این پژوهش در نوجوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست هوش هیجانی رابطه بین نیازهای بنیادین با کیفیت زندگی را به صورت مثبت میانجیگری می‌کند.
     
نوع مطالعه: مقاله پژوهشی اصیل | موضوع مقاله: مشاوره
دریافت: 1399/4/11 | پذیرش: 1399/12/5

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله مطالعات ناتوانی (علمی- پژوهشی) می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2022 CC BY-NC 4.0 | Middle Eastern Journal of Disability Studies

Designed & Developed by : Yektaweb