، مهدی رضا سرافراز*2
، مهدی منوچهری3
زمینه و هدف: اختلالات سایکوسوماتیک و علائم جسمانی پایدار از چالشبرانگیزترین حوزهها در نظام سلامت بهشمار میرود که اغلب در مرز مبهم بین زیست پزشکی و مداخلات روانشناختی قرار میگیرد. پژوهش حاضر باهدف واکاوی تجربه و ادراک پزشکان از مواجهۀ بالینی با بیماران سایکوسوماتیک و تبیین فرایندهای مؤثر بر تضعیف یا شکلگیری اتحاد درمانی انجام شد.
روشبررسی: این مطالعه با رویکرد کیفی و مبتنیبر نظریۀ دادهبنیاد انجام شد. دادهها ازطریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با هشت پزشک دارای تخصصهای مختلف گردآوری شد. تحلیل دادهها بهصورت همزمان با گردآوری و طی مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد و فرایند تحلیل تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت.
یافتهها: یافتهها به استخراج چهار محور اصلی انجامید: نارساییهای ساختاری نظام درمان؛ کنشهای بالینی و ارتباطی ناکارآمد؛ فقدان همکاری بینرشتهای نهادینهشده؛ ابعاد هیجانی تجربه بالینی پزشکان. ادغام این محورها در مرحله کدگذاری انتخابی موجب شکلگیری مقوله هستهای «فرایند تضعیف تدریجی اتحاد درمانی در بستر ناکارآمدی نظام درمان» شد. نتایج نشان داد، این عوامل در قالب چرخهای پویا و خودتقویتکننده، به تضعیف اعتماد، فرسایش رابطۀ درمانی و بازتولید رنج بیماران سایکوسوماتیک منجر میشود.
نتیجهگیری: براساس یافتههای پژوهش، جسمانیسازی نه پدیدهای صرفاً فردمحور یا زیستپزشکی، بلکه حاصل برهمکنش چندسطحی عوامل ساختاری، رابطهای و هیجانی در نظام درمان است. اصلاح مواجهه با بیماران سایکوسوماتیک مستلزم توجه همزمان به سلامت روان و ظرفیتهای هیجانی پزشکان، تقویت همکاری بینرشتهای و بازنگری در فرهنگ آموزش پزشکی است
| بازنشر اطلاعات | |
|
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |