مقالات درحال ویرایش                   برگشت به فهرست مقالات | برگشت به فهرست نسخه ها

Ethics code: IR.IAU.K.REC.1399.014

XML English Abstract Print


1- دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج
2- دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران
چکیده:   (144 مشاهده)
زمینه و هدف: ضایعه نخاعی شامل آسیب به طناب نخاعی است که باعث تغییرات موقت یا دائمی در حرکت، حواس، و یا عملکرد خودکار نخاع می‌شود. مقایسه با جمعیت عمومی نشان می‌دهد که این افراد در ابعاد مختلف روانشناختی دارای افت قابل توجهی هستند. بدین‌ترتیب، هدف این پژوهش شامل سنجش و مقایسه اثربخشی پارادوکس‌درمانی و واقعیت‌درمانی بر نشانه‌های استحکام من و خودشناسی انسجامی در زنان 20-40 ساله دارای ضایعه نخاعی بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع نیمه‌آزمایشی با الگوی پیش‌آزمون-پس‌آزمون و پیگیری با گروه گواه و با استفاده از تخصیص تصادفی آزمودنی‌ها در گروه‌های آزمایش (پارادوکس‌درمانی واقعیت‌درمانی) و گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان 20-40 ساله دارای ضایعه نخاعی در استان تهران بود. حجم نمونه شامل 45 زن ضایعه نخاعی، عضو انجمن ضایعه نخاعی استان تهران بود، که در مراکز توانبخشی مشغول درمان بودند و تمایل به همکاری داشتند مداخله به صورت پارادوکس‌درمانی و واقعیت‌درمانی صورت گرفت. به منظور جمع‌آوری داده‌ها در مراحل پیش‌آزمون، پس‌آزمون، و پیگیری، از مقیاس استحکام من (بشارت، 1386) و خودشناسی انسجامی (قربانی و همکاران، 2003) استفاده شد. تجزیه و تحلیل آماری در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر برای سنجش اثربخشی و از اندازه اثر d کوهن برای مقایسه اثربخشی‌ها استفاده شد.  سطح معناداری برابر با 05/0 تعیین شد.
یافته‌ها: اثر اصلی گروه (011/0 P=)، زمان (001/0 >P) و اثر متقابل زمان با گروه  برای هر دو متغیر استحکام من و خودشناسی انسجامی (001/0 >P) معنادار بود. پیگیری اثرات اصلی ساده نشان داد که استحکام من و خودشناسی انسجامی گروه گواه در طی مطالعه تفاوت معنادار نداشت. نسبت به مرحله پیش‌آزمون، استحکام من و خودشناسی انسجامی برای گروه پارادوکس درمانی (001/0 > P) و گروه واقعیت‌درمانی (001/0 > P) در هر دوی مراحل پس‌آزمون و پیگیری افزایش معنادار نشان داد.  همچنین، نسبت به مرحله پیش‌آزمون، اندازه‌اثر هر دو درمان روی استحکام من در پس‌آزمون تقریبا برابر بود (d = 6/2)، اما انداز‌ه اثر واقعیت‌درمانی (d = 37/2) در پیگیری بیشتر از پارادوکس‌درمانی (d = 38/1) بود. برعکس، اندازه ‌اثر پارادوکس‌درمانی روی خودشناسی انسجامی در هر دو مراحل پس‌آزمون (d = 94/1) و پیگیری (d = 10/2) به‌مراتب از واقعیت‌درمانی بیشتر بود (d = 84/0 برای پس‌آزمون و 72/0 برای پیگیری). 
نتیجه‌گیری: پارادوکس‌درمانی و واقعیت‌درمانی در بهبود ویژگی‌های عمیق روانشناختی زنان 2-40 ساله دارای ضایعه نخاعی اثربخش هستند. نقش پارادوکس درمانی در بهبود خودشناسی انسجامی باید مورد توجه ارائه‌کنندگان مداخلات رفتاری قرارگیرد.
     
نوع مطالعه: مقاله پژوهشی اصیل | موضوع مقاله: روانشناسی

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله مطالعات ناتوانی (علمی- پژوهشی) می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2022 CC BY-NC 4.0 | Middle Eastern Journal of Disability Studies

Designed & Developed by : Yektaweb