زمینه و هدف: اعتیاد به مواد در انسان بهعنوان فرآیندی پیچیده در مغز در نظر گرفته میشود که در طی آن عوامل شناختی همچون ناتوانایی در کنترل رفتار فردی در برابر انگیزهٔ قوی مصرف مواد، مباحث بسیار مهمی تلقی میشوند. لیکن پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر درمان نگهدارنده با متادون بر کارکردهای شناختی مصرفکنندگان موادمخدر افیونی در زندان همدان انجام شد.
روشبررسی: پژوهش حاضر از نوع مطالعات علیمقایسهای بود. نمونهٔ آماری شامل ۳۰ نفر از افراد گروه تحت درمان با متادون، ۳۰ نفر از افراد وابسته به موادمخدر افیونی و ۳۰ نفر از افراد گروه شاهد که در طول زندگی هیچگونه موادمخدری مصرف نکردهاند، به صورت نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل آزمون حافظهٔ وکسلر و آزمون استروپ بوده و دادهها بهوسیلۀ تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی توکی تجزیهوتحلیل شدند.
یافتهها: یافتهها نشان داد در آزمون حافظهٔ وکسلر، گروه شاهد با گروه تحت درمان با متادون تفاوت معناداری نداشتند، اما هر دو گروه شاهد و گروه تحت درمان با متادون با گروه وابسته به موادمخدر افیونی تفاوت معناداری داشتند (۰٫۰۰۱>p). همچنین یافتهها حاکی از آن است که بین توجه انتخابی گروههای بررسیشده در آزمون استروپ در زمان واکنش در هر دو مرحلهٔ همخوان و ناهمخوان و همچنین در خطای واکنش در هر دو مرحلهٔ همخوان و ناهمخوان، تفاوت معناداری وجود دارد (۰٫۰۰۱>p). بین گروه شاهد و دو گروه تحت درمان با متادون و گروه وابسته به موادمخدر افیونی در زمان واکنش در هر دو مرحلهٔ همخوان و ناهمخوان و همچنین در خطای واکنش در هر دو مرحلهٔ همخوان و ناهمخوان تفاوت معناداری وجود دارد (۰٫۰۰۱>p). همچنین بین گروه تحت درمان با متادون و گروه وابسته به موادمخدر افیونی در زمان واکنش در هر دو مرحلهٔ همخوان و ناهمخوان و همچنین در خطای واکنش در هر دو مرحلهٔ همخوان و ناهمخوان تفاوت معناداری وجود دارد (۰٫۰۰۱>p).
نتیجهگیری: نتایج پژوهش بیانگر این موضوع است که درمان نگهدارنده با متادون بر بهبود کارکردهای شناختی (حافظه و توجه انتخابی) افراد وابسته به موادمخدر تأثیرگذار است.
بازنشر اطلاعات | |
![]() |
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |