1- دانشگاه آزاد اسلامی
چکیده: (490 مشاهده)
چکیده
زمینه و هدف : کلیه افراد برای جلوگیری و پیشگیری از عدم ابتلا به اختلالات روانی از جمله افسردگی و همچنین افزایش و ارتقاء سلامت روان خود به مهارت هایی نیاز دارند. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر بخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر تنظیم شناختی هیجان و خودکارآمدی در افراد مبتلا به افسردگی خفیف انجام شد.
روش بررسی: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با انتخاب گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه افراد مبتلا به افسردگی خفیف در شهر تهران در سال ۱۳۹۹ بود. با روش نمونه گیری در دسترس تعداد ۲۰ نفر داوطلب واجد شرایط به عنوان نمونه پژوهش وارد مطالعه و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه، هرگروه ده نفر جایگزین شدند. مداخله (آموزش مهارت های ارتباطی) برروی گروه آزمایش به مدت هفت جلسه نود دقیقه ای و دو جلسه در هفته اجرا شد. ابزارهای مورد استفاده پرسشنامه افسردگی بک(بک،1980)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان(گارنفسکی، کرایج و اسپینهاون، 2002) و پرسشنامه خودکارآمدی (شرر و مادوکس،1961) بود جهت تحلیل داده ها از آزمون های آماری تحلیل کوواریانس استفاده گردید. سطح معناداری در این پژوهش 05/0 درنظر گرفته شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش مهارت های ارتباطی بر افزایش راهبردهای سازش یافته شناختی هیجانی(001/0>P) و کاهش راهبردهای سازش نایافته شناختی هیجانی(0۰5/0=P) و همچنین افزایش خودکارآمدی افراد مبتلا به افسردگی خفیف(001/0>P) به طور معناداری موثر بود.
نتیجه گیری: با توجه به اهمیت آموزش مهارت های ارتباطی برای کلیه افراد و تاثیر بارز آن در کنترل راهبردهای سازش یافته و نایافته شناختی هیجان و خودکارآمدی افراد، آموزش مهارت های ارتباطی ضرورت دارد.
واژگان کلیدی : تنظیم شناختی هیجان، خودکارآمدی، افسردگی خفیف، آموزش مهارت های ارتباطی.
نوع مطالعه:
مقاله مروری کامل |
موضوع مقاله:
روانشناسی