خوش آمدید

مجله مطالعات ناتوانی (علمی-پژوهشی)

Middle Eastern Journal of Disability Studies


مدیر مسئول: دکتر مسعود کریملو؛ دانشیار دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی
سردبیر: دکتر محمد کمالی؛ استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران
دبیر اجرایی: مریم موسوی خطاط
مجله مطالعات ناتوانی به شماره استاندارد بین‌‌المللی پی آیند (شاپا) ۲۸۴۰-۲۳۲۲ بوده و به زبان فارسی با چکیده‌های فارسی و انگلیسی مقالات به چاپ می‌رسد. این مجله از سوی کمیسیون نشریات علوم پزشکی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی حائز رتبه علمی–پژوهشی شناخته شده، که این رتبه در یک‌صدونهمین (۱۰۹) جلسه کمیسیون نشریات علوم پزشکی کشور مورخ ۹۱/۸/۱۸ به‌تصویب رسیده است.
همچنین شایان ذکر است که این مجله در نمایه‌های ISC، SID، Google Scholar و Magiran و Microsoft Academic نمایه می‌شود.
Main Image

مجله مطالعات ناتوانی

1399، جلد 10، شماره0

شاپای چاپی: 2322-2840

شاپای الکترونيکی: 2322-2840

مدير مسئول:

سردبير: دکتر محمد کمالی

مشاهده ی آخرین شماره

  •      
           
             
             
    اثربخشی تصویرسازی ذهنی هدایت‌شده و ترکیب آن با دارودرمانی بر تاب‌آوری معتادان تحت درمان
             

    سپیده سعادتی انارکی, جعفر پویامنش, محمد قمری, اصغر جعفری

    زمینه و هدف: امروزه وابستگی به مواد، از مشکلات بسیار مهم مربوط به سلامت عمومی در جوامع به‌شمار می‌رود. تاب‌آوری می‌تواند در درمان معتادان نقش مؤثری داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی تصویرسازی ذهنی هدایت‌شده و ترکیب آن با دارودرمانی در تاب‌آوری معتادان تحت درمان انجام شد.
    روش‌بررسی: روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. نمونه‌ای شامل سی نفر از معتادان کلینیک درمان اعتیاد زندگی سبز به‌روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شدند. سپس به‌طور تصادفی در گروه‌های آزمایش و گواه (پانزده نفر در گروه آزمایش تصویرسازی ذهنی هدایت‌شده همراه با دارودرمانی (متادون) و پانزده نفر در گروه گواه) قرار گرفتند. جمع‌آوری داده‌‌ها در مراحل پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری در هر دو گروه، مقیاس تاب‌آوری کانر-دیویدسون (کانر و دیویدسون، ۲۰۰۳) بود. تصویرسازی ذهنی هدایت‌شده براساس برنامۀ آموزشی مالتز (۲۰۰۲) برای گروه آزمایش انجام شد؛ اما برای گروه گواه هیچ مداخله‌ای ارائه نشد. به‌منظور تحلیل داده‌ها از روش تحلیل کوواریانس و تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر در نرم‌افزار SPSS نسخهٔ ۲۲ استفاده شد. سطح معناداری آزمون‌ها ۰٫۰۵ درنظر گرفته شد. 
    یافته‌ها: نتایج نشان داد، تصویرسازی ذهنی هدایت‌شده در ترکیب با دارودرمانی، در تاب‌آوری معتادان تحت درمان مؤثر بود (۰٫۰۰۱>p)؛ همچنین اثر اصلی زمان بر متغیر تاب‌آوری معنادار به‌دست آمد (۰٫۰۰۱>p و ۲۲۸۸٫۸۳=F). این نتیجه نشان می‌دهد که در نمره‌های تاب‌آوری بین سه دوره‌ٔ زمانی مختلف در گروه آزمایش تغییر وجود داشت. مقدار مجذور اتا برای تاب‌آوری در اثر اصلی زمان نشان‌ داد، ۹۸٫۸درصد از واریانس متغیر تاب‌آوری به‌وسیلهٔ مداخله‌ٔ صورت‌پذیرفته تبیین شده است.
    نتیجه‌گیری: باتوجه به یافته‌های پژوهش استفاده از تصویرسازی ذهنی هدایت‌شده با ترکیب دارودرمانی تأثیر مثبتی در تاب‌آوری معتادان تحت درمان دارد.

                       
    مشاهده چکیده (233) تعداد مشاهده
    دریافت فایل (16) تعداد دریافت
              
         
         
           
             
             
    عوامل مؤثر بر سرزندگی فضاهای باز مجتمع‌های مسکونی از دیدگاه سالمندان: یک تحقیق کیفی
             

    الناز صمدپورشهرک, حسن ستاری ساربانقلی, میرسعید موسوی

    زمینه و هدف: سرزندگی محیط به‌عنوان معیاری اساسی جهت ارتقای حضور مثبت سالمندان در محیط‌های شهری تعریف می‌شود. این تحقیق با هدف شناخت عوامل مؤثر بر میزان سرزندگی محیط در فضاهای باز مجتمع‌های مسکونی از دیدگاه سالمندان در استان آذربایجان شرقی انجام شد.
    روش بررسی: تحقیق حاضر به روش کیفی انجام شد. داده‌ها از نتیجهٔ مصاحبهٔ عمیق اکتشافی با ۲۴ نفر از سالمندان مجتمع مسکونی منتخب در شهر تبریز به دست آمد که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. محتوای مصاحبه‌ها به روش کدگذاری محوری باز و انتخابی تحلیل و در قالب درون‌مایه‌های اصلی و فرعی طبقه‌بندی شد.
    یافته‌ها: عوامل مؤثر بر سرزندگی محیط متجانس با گروه سالمندان، در قالب پانزده درون‌مایهٔ اصلی پیکربندی فضا، تنوع کالبدی، هویت کالبدی، آسایش اقلیمی، محیط امن، راحتی، انعطاف‌پذیری، نگاهداشت فضا، خوانایی، مدیریت ارتباطات، تجمع‌پذیری، هویت اجتماعی، آرامش، امنیت روانی و تعامل ذهنی با محیط شناسایی گردید.
    نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های این پژوهش، عوامل مؤثر بر سرزندگی فضاهای باز مجتمع‌های مسکونی از دیدگاه سالمندان در قالب چهار بعد اصلی کالبدی، کارکردی، اجتماعی و روانی شناسایی و تبیین گردید.

                       
    مشاهده چکیده (1516) تعداد مشاهده
    دریافت فایل (9) تعداد دریافت
              
         
         
           
             
             
    اثر‌بخشی مداخلهٔ حساسیت‌زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد (EMDR) بر کاهش اضطراب در زنان مبتلا به سرطان پستان
             

    سهیلا سروش نیا, احمد علیپور, مهناز علی‌اکبر دهکردی

    زمینه و هدف: اضطراب یکی از عوارض شایع ابتلا به سرطان پستان است که به‌دلیل ترس از عود بیماری یا درمان‌های انجام‌شده ایجاد می‌شود. هدف پژوهش، اثربخشی مداخلهٔ حساسیت‌زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد ‌(EMDR)، بر کاهش اضطراب زنان مبتلا به سرطان پستان بود.
    روش‌بررسی: روش این مطالعه نیمه‌آزمایشی، از نوع پیش‌آزمون‌، پس‌آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعهٔ آماری را تمامی زنان مبتلا به سرطان پستان تشکیل دادند که به مؤسسهٔ خیریهٔ مهر سهیلا در شهر کرج در سال ۱۳۹۶ مراجعه کردند. با نمونه‌گیری هدف‌مند ۳۰ نفر انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی در دو گروه ۱۵نفرهٔ آزمایش و گواه قرار گرفتند. به‌منظور جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامۀ اضطراب بک (بک و همکاران، ۱۹۸۸) به‌کار رفت. چهار جلسه درمان با روش EMDR براساس بستۀ آموزشی شاپیرو (۲۰۱۲) برای گروه آزمایش برگزار شد و گروه گواه هیچ درمانی دریافت نکرد. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS نسخهٔ ۲۱ و آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر و مقایسۀ زوجی استفاده شد. همچنین سطح معنا‌داری ۰٫۰۵ در نظر گرفته شد.
    یافته‌ها: نتایج نشان داد که مداخلهٔ EMDR باعث کاهش اضطراب در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است (۰٫۰۰۱>p). در گروه آزمایش تفاوت معناداری بین مراحل پیش‌آزمون با پس‌آزمون و پیگیری وجود داشت (۰٫۰۰۱>p)؛ اما تفاوت معناداری بین مراحل پس‌آزمون و پیگیری مشاهده نشد (۰٫۰۰۱=p) که نشان می‌دهد میزان اضطراب به مرحلهٔ پیش‌آزمون باز نگشته و اثر آن در بستر زمان محفوظ مانده است.
    نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد، مداخلهٔ EMDR سبب کاهش اضطراب در زنان مبتلا به سرطان پستان می‌شود؛ بنابراین استفاده از این شیوهٔ درمانی به زنان توصیه می‌شود.

                       
    مشاهده چکیده (690) تعداد مشاهده
    دریافت فایل (6) تعداد دریافت
              
         
         
           
             
             
    اثربخشی مداخلهٔ مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی بر تنظیم هیجان و نگرانی از تصویر بدن زنان با اختلال بیش‌خوری
             

    طناز جاهد, حسین اسکندری, احمد برجعلی

    زمینه و هدف: از مشکلات رایج در افراد مبتلا به اختلال بیش‌خوری، نگرانی از تصویر بدن است و یکی دیگر از مکانیزم‌های مؤثر بر رفتار خوردن هیجانی در این افراد، نارسایی در تنظیم هیجان است؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی مداخلهٔ مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی در بهبود تنظیم هیجان و کاهش نگرانی از تصویر بدن در زنان مبتلا به بیش‌خوری بود.
    روش‌بررسی: پژوهش حاضر نیمه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعهٔ آماری پژوهش را تمامی زنان مراجعه‌کننده به کلینیک‌ها و مراکز درمان چاقی شهر رشت در سال ۱۳۹۸ تشکیل دادند. از بین آن‌ها سی نفر (پانزده نفر برای هر گروه) مبتلا به بیش‌خوری به‌صورت دردسترس انتخاب شدند و به‌طور تصادفی در گروه‌ آزمایش و گروه گواه گمارده شدند. برای جمع‌آوری اطلاعات، مقیاس تنظیم هیجان (گراس و جان، ۲۰۰۳) و پرسشنامهٔ نگرانی از تصویر بدنی (لینتون و همکاران، ۲۰۰۵) به‌کار رفت. گروه آزمایش براساس پروتکل ذهن‌آگاهی سگال و همکاران (۲۰۱۸) به‌مدت هشت جلسهٔ ۹۰دقیقه‌ای آموزش دریافت کرد؛ اما گروه گواه هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس در سطح معناداری ۰٫۰۵ به‌کمک نرم‌افزار SPSS نسخهٔ ۲۱ صورت گرفت.
    یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین گروه‌های آزمایش و گواه از نظر ابعاد فرونشانی و ارزیابی مجدد (۰٫۰۰۱>p) و نگرانی از تصویر بدنی تفاوت معناداری وجود دارد (۰٫۰۰۱>p).
    نتیجه‌گیری: باتوجه به یافته‌های تحقیق می‌توان نتیجه گرفت، آموزش ذهن‌آگاهی در افزایش تنظیم هیجانی (شامل افزایش ارزیابی مجدد و کاهش فرونشانی هیجانی) و کاهش نگرانی از تصویر بدنی در زنان مبتلا به بیش‌خوری تأثیر دارد و نیاز است درمانگران به کاربرد ذهن‌آگاهی در درمان افراد مبتلا به بیش‌خوری توجه هرچه بیشتر کنند.

                       
    مشاهده چکیده (629) تعداد مشاهده
    دریافت فایل (11) تعداد دریافت
              
         
         
           
             
             
    بررسی میزان شیوع نارساخوانی و ویژگی‌های آن در دانش‌آموزان ابتدایی شهر اهواز
             

    مجیده عچرشاوی, جواد خلعتبری, رضا حسین پور

    زمینه و هدف: خواندن یکی از بنیادی‌ترین حوزه‌های یادگیری در دورهٔ ابتدایی است و شناسایی دانش‌آموزان نارساخوان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این پژوهش با هدف تعیین میزان شیوع نارساخوانی و ویژگی‌های آن در دانش‌آموزان پایهٔ دوم ابتدایی شهر اهواز انجام شد.
    روش بررسی: این پژوهش مطالعه‌ای توصیفی‌تحلیلی از نوع مقطعی بود. جامعهٔ آماری همۀ دانش‌آموزان پسر و دختر پایهٔ دوم ابتدایی چهار ناحیهٔ آموزش‌وپرورش شهر اهواز بودند که در مدارس دولتی عادی در سال تحصیلی ۹۸-۱۳۹۷ مشغول به تحصیل بودند. ۳۸۷ نفر از دانش‌آموزان دختر و پسر از جامعهٔ ذکرشده براساس جدول کرجسی و مورگان (۱۹۷۰) و به شیوهٔ نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند و سپس آزمون ماتریس‌های پیشروندهٔ رنگی ریون کودکان (ریون، ۱۹۵۶) و آزمون تشخیصی خواندن و نارساخوانی (نما) (کرمی نوری و مرادی، ۱۳۸۴) اجرا شد. به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از شاخص‌های توصیفی شامل میانگین و انحراف‌معیار، آزمون معنادار بودن تفاوت بین دو نسبت مستقل و آزمون خی‌دو و با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخهٔ ۲۲ انجام گرفت. سطح معناداری قابل‌قبول برای آزمون‌های آماری ۰٫۰۵در نظر گرفته شد.
    یافته‌ها: نتایج نشان داد از ۱۴۴دانش‌آموز پسر تعداد پانزده نفر (۱۰٫۴۱درصد) و از ۲۰۸ دانش‌آموز دختر تعداد چهارده نفر (۶٫۷۳درصد) نارساخوان برآورد شدند. نتایج آزمون معناداربودن نسبت‌ها نشان داد که تفاوت معناداری بین دو نمونهٔ دختر و پسر وجود ندارد که نشان می‌دهد نسبت نارساخوانی دانش‌آموزان دختر و پسر برابر است. نتایج آزمون خی‌دو نیز نشان داد که فراوانی مشاهده‌شدهٔ نارساخوانی در نواحی چهارگانهٔ آموزش‌وپرورش شهر اهواز تفاوت معناداری با هم دارند (۰٫۰۰۱>p).
    نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت که نسبت میزان شیوع نارساخوانی در دانش‌آموزان با دانش‌آموزان دختر پایهٔ دوم ابتدایی مدارس دولتی شهر اهواز برابر بود. همچنین نسبت میزان شیوع نارساخوانی در نواحی چهارگانهٔ شهر اهواز متفاوت بود.

                       
    مشاهده چکیده (585) تعداد مشاهده
    دریافت فایل (3) تعداد دریافت
              
         
         
           
             
             
    پیش‌بینی رفتارهای خوردن آشفته براساس کمال‌گرایی، راهبردهای سازگار و ناسازگار تنظیم هیجان
             

    سپیده سپانلو, فریده دوکانه ای فرد, پانته آ جهانگیر

    زمینه و هدف: رفتارهای خوردن آشفته یکی از مشکلاتی است که سلامت روان دانشجویان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و عملکرد روان‌شناختی آن‌ها را دچار اختلال می‌کند؛ بنابراین هدف از انجام‌ پژوهش حاضر بررسی پیش‌بینی رفتارهای خوردن آشفته براساس کمال‌گرایی و راهبردهای سازگار و ناسازگار تنظیم هیجان بود.
    روش‌بررسی: پژوهش به‌لحاظ هدف از نوع کاربردی و به‌لحاظ روش از نوع توصیفی-همبستگی و تبیینی بود. شرکت‌کنندگان این پژوهش را ۴۳۸ زن و مرد دانشجو تشکیل دادند که براساس جدول کرجسی و مورگان (۱۹۷۰) با استفاده از روش نمونه‌گیری دردسترس از مراکز دانشگاهی سطح شهر تهران در سال ۱۳۹۸ انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها، از آزمون بازخورد خوردن (گارنر و همکاران، ۱۹۸۲)، مقیاس تجدیدنظرشدهٔ کمال‌گرایی (اسلانی و همکاران، ۲۰۰۱) و ﭘﺮﺳﺸﻨﺎمهٔ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﻫﻴﺠﺎن (ﮔﺎرنفسکی و کرایج، ۲۰۰۷) استفاده شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه، به‌کمک نرم‌افزار SPSS نسخۀ ۲۴ در سطح معناداری ۰٫۰۵ صورت گرفت.
    یافته‌ها: نتایج نشان داد بین کمال‌گرایی (۰٫۲۵۹=r، ۰٫۰۰۱>p) و راهبردهای ناسازگار تنظیم هیجان (۰٫۰۹۵=r، ۰٫۰۴۸=p) با رفتارهای خوردن آشفته رابطۀ مستقیم و معنا‌داری وجود داشت؛ همچنین متغیرهای کمال‌گرایی (۰٫۲۵۹=β، ۰٫۰۰۱>p) و راهبردهای ناسازگار تنظیم هیجان (۰٫۹۵=β، ۰٫۰۰۲=p) به‌صورت مثبت و معنادار توان پیش‌بینی رفتارهای آشفتهٔ خوردن را داشتند.
    نتیجه‌گیری: براساس نتایج پژوهش حاضر، افرادی که کمال‌گرایی دارند و بیشتر از راهبردهای ناسازگار تنظیم هیجان در زندگی بهره می‌برند، بیشتر به رفتارهای خوردن آشفته گرایش دارند؛ بنابراین انجام‌دادن اقدامات مناسب برای افزایش راهبردهای سازگار تنظیم هیجان و کمال‌گرایی متعادل در این افراد پیشنهاد می‌شود.

                       
    مشاهده چکیده (825) تعداد مشاهده
    دریافت فایل (83) تعداد دریافت
              
         
         
           
             
             
    تأثیر تمرینات اصلاحی شروت بر طول گام نوجوانان مبتلا به اسکولیوز ایدیوپتیک سه‌قوسی با قوس اصلی ناحیهٔ توراسیک
             

    علی کشتی آرای, فواد صیدی, محمدتقی کریمی

    زمینه و هدف: اسکولیوز ناهنجاری است که سیستم‌های مختلف بدن را درگیر می‌کند و بر حرکات بدن ازجمله راه‌رفتن تأثیر می‌گذارد؛ ازاین‌رو، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر تمرینات شروت بر طول گام نوجوانان مبتلا به اسکولیوز بود.
    روش‌بررسی: این پژوهش نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون بود. پژوهش حاضر بر ۳۰ نوجوان مبتلا به اسکولیوز مرکز توان‌بخشی اصفهان با میانگین سنی ۳٫۷۳±۱۴٫۸۵ سال، شاخص BMI ۱٫۳۴±۲۰٫۴۱ کیلوگرم بر مجذور متر و میزان زاویهٔ کوب ۲٫۱۲±۱۶٫۵۴، در گروه‌های مداخله و گواه انجام‌ شد. برنامهٔ تمرینی گروه مداخله به‌مدت هشت هفته به‌عنوان متغیر مستقل و طول گام که با استفاده از فیلم اندازه‌گیری شد، به‌عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد. به‌منظور بررسی تفاوت بین گروه‌های مداخله و گواه از آزمون تی‌مستقل و برای تفاوت پیش‌‌آزمون و پس‌آزمون هر گروه از آزمون تی‌ وابسته با سطح معناداری ۰٫۰۵ در نرم‌افزار SPSS نسخۀ ۲۳ استفاده شد.
    یافته‌ها: با‌توجه به نمرات پیش‌آزمون و پس‌آزمون در گروه مداخله، طول گام این افراد به میزان ۸٫۳ سانتی‌متر افزایش یافت و براساس نتایج آزمون تی وابسته، بین نمرات پیش‌آزمون و پس‌آزمون در گروه مداخله تفاوت معنادار وجود داشت (۰٫۰۰۱=p)؛ ولی در گروه گواه نتیجه‌ٔ این آزمون معنا‌دار نبود؛ همچنین نتایج آزمون تی‌ مستقل نشان‌دهنده‌ٔ وجود تفاوت معنادار بین گروه‌های مداخله و گواه بود (۰٫۰۰۲=p).
    نتیجه‌گیری: باتوجه به افزایش ۸٫۳ سانتی‌متری طول گام بیماران اسکولیوزی این تحقیق درمی‌یابیم، تمرینات شروت بر طول گام نوجوانان مبتلا به اسکولیوز سه‌قوسی با قوس اصلی ناحیهٔ توراسیک تأثیر معناداری دارد.

                       
    مشاهده چکیده (886) تعداد مشاهده
    دریافت فایل (33) تعداد دریافت
              
         
         
           
             
             
    اثربخشی آموزش مداخلهٔ دل‌بستگی‌محور به مادران بر کاهش پرخاشگری پسران دبستانی
             

    بهاره شیروانی, نادر منیرپور, مجید ضرغام حاجبی

    زمینه و هدف: پرخاشگری با اختلال‌های درخورتوجه در عملکرد اجتماعی، عاطفی و آموزشی در کودکان همراه است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مداخلهٔ دل‌بستگی‌محور بر کاهش پرخاشگری پسران دبستانی انجام گرفت.
    روش‌بررسی: این مطالعه از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعهٔ آماری را دانش‌آموزان پسر دورهٔ دبستان منطقهٔ چهار شهر تهران در سال تحصیلی ۹۸-۱۳۹۷ تشکیل دادند. روش نمونه‌گیری به‌صورت دردسترس و گمارش تصادفی بود؛ به این ترتیب که از بین مادران دارای پسران پرخاشگر، تعداد سی مادر به‌صورت دردسترس انتخاب شده و به‌شکل گمارش تصادفی در گروه‌های آزمایش و گواه گمارده شدند. مادران حاضر در گروه آزمایش، مداخلهٔ درمانی را طی ده جلسه دریافت کردند. ابزار پژوهش، پرسشنامهٔ پرخاشگری (شهیم، ۱۳۸۵) بود. داده‌های حاصل از پژوهش به‌شیوهٔ تحلیل واریانس با اندازه‌های مکرر در سطح معناداری ۰٫۰۵ توسط نرم‌افزار آماری SPSS نسخهٔ ۲۱ تجزیه‌وتحلیل شد.
    یافته‌ها: نتایج نشان داد، میانگین پرخاشگری و خرده‌مقیاس‌های آن در پس‌آزمون درمقایسه با پیش‌آزمون در گروه آزمایش به‌لحاظ عددی کاهش قابل ملاحظه‌ای دارد؛ اما در پیگیری این میانگین مجدداً افزایش پیدا کرده است. آنالیز واریانس برای اندازه‌گیری‌های مکرر بر داده‌ها مشخص کرد که اثر زمان معنادار است (۰٫۰۰۱>p)؛ اما اثر گروه معنادار نیست؛ این امر مؤید آن بود که مداخلهٔ دل‌بستگی‌محور فرزنددرمانی در مادران دارای کودک پرخاشگر اثر ماندگار و طولانی‌مدت ندارد.
    نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های این پژوهش آموزش مداخلهٔ دل‌بستگی‌محور می‌تواند به‌عنوان روشی کارآمد جهت کاهش پرخاشگری کودکان استفاده شود.

                       
    مشاهده چکیده (650) تعداد مشاهده
    دریافت فایل (43) تعداد دریافت
              
         
         
           
             
             
    برازش مدل علّی تنظیم شناختی هیجان، سلامت روانی و ناگویی هیجانی در بیماران مبتلا به فشارخون بالا
             

    علی تهمتن, مریم کلهرنیا گل کار, کبری حاجی علیزاده

    زمینه و هدف: فشارخون بالا از عوامل مهم ابتلا به بسیاری از بیماری‌های داخلی است؛ ازاین‌رو بررسی عوامل مؤثر و مرتبط با فشارخون بالا به‌منظور پیشگیری، کنترل و درمان آن می‌تواند بسیار مفید باشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی برازش مدل علّی تنظیم شناختی هیجان، سلامت روانی و ناگویی هیجانی در بیماران مبتلا به فشارخون بالا بود.
    روش‌بررسی: مطالعهٔ حاضر، از نوع پژوهش‌های همبستگی و از نوع مدل‌سازی معادلات ساختاری بود. جامعهٔ آماری را تمامی بیماران مبتلا به فشارخون بالا مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی شهر شیراز در سال ۱۳۹۸ تشکیل دادند که از بین آن‌ها ۴۸۰ بیمار به‌روش نمونه‌گیری هدف‌مند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش در این مطالعه پرسشنامهٔ سلامت عمومی-۲۸ (گلدبرگ و هیلر، ۱۹۷۹) و مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو-۲۰ (بگبی و همکاران، ۱۹۹۴) بود. تحلیل داده‌ها با روش مدل‌یابی معادلات ساختاری با نرم‌افزارهای SPSS نسخۀ ۲۵، SmartPLS و لیزرل نسخهٔ ۸٫۸۵ انجام پذیرفت. سطح معناداری برای تحلیل‌های آماری ۰٫۰۵ در نظر گرفته شد.
    یافته‌ها: ضریب مسیر مستقیم بین تنظیم شناختی هیجان منفی با سلامت روانی مثبت و معنادار (۰٫۰۰۱>p، ۰٫۵۳۱=β) و بین تنظیم شناختی هیجان مثبت با سلامت روانی منفی و معنادار بود (۰٫۰۰۱>p، ۰٫۶۵۰-=β). ضریب مسیر مستقیم بین تنظیم شناختی هیجان منفی با ناگویی هیجانی مثبت و معنادار (۰٫۰۰۱>p، ۰٫۶۷۲=β) و بین تنظیم شناختی هیجان مثبت با ناگویی هیجانی منفی و معنادار بود (۰٫۰۰۱>p، ۰٫۴۳۰-=β). ضریب مسیر مستقیم بین ناگویی هیجانی با سلامت روان مثبت و معنادار بود (۰٫۰۰۱>p، ۰٫۸۳۴=β). رابطهٔ غیرمستقیم سه متغیر (رابطهٔ تنظیم شناختی هیجان و سلامت روانی با میانجیگری ناگویی هیجانی) با توجه به اینکه حد بیشتر (۰٫۴۲۸۹) و کمتر (۰٫۳۲۳۲) فاصلهٔ اطمینان برای آن‌ها صفر را در برنگرفت، معنا‌دار بود. شاخص‌های برازش مدل نهایی برابر با ۰٫۹۲=GFI، ۰٫۹۳=CFI و ۰٫۰۷۹=RMSEA بود.
    نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش، بر ضرورت به‌کاربستن راهبردهای تنظیم شناختی هیجان سازگارانه برای غلبه بر ناگویی هیجانی و بهبود سلامت روان بیماران مبتلابه فشارخون بالا تأکید دارد.

                       
    مشاهده چکیده (220) تعداد مشاهده
    دریافت فایل (37) تعداد دریافت
              
         
         
           
             
             
    تأثیر آموزش گروهی ارتقای معنویت بر بهزیستی روان‌شناختی، طرد و پذیرش فرزند در مادران کودکان با ناتوانی هوشی
             

    اکرم حسنی, حمید علیزاده, باقر غباری بناب, شهلا پزشک, فرنگیس کاظمی

    زمینه و هدف: مادران کودکان با ناتوانی هوشی، بیشتر درمعرض مشکلات جسمی و روانی قرار دارند؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش گروهی ارتقای معنویت بر بهزیستی روان‌شناختی، طرد و پذیرش فرزند در مادران کودکان با ناتوانی هوشی انجام شد.
    روش‌بررسی: پژوهش حاضر در قالب طرحی آزمایشی با پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری همراه با گروه گواه بود. با روش نمونه‌گیری دردسترس ۳۶ نفر از مادران کودکان با ناتوانی هوشی انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی در گروه آزمایش و گروه گواه گمارش شدند. مقیاس بهزیستی روان‌شناختی (ریف، ۱۹۹۵) و مقیاس طرد و پذیرش کودکان استثنایی (وحیدی، ۱۳۸۷) در مراحل پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری برای دو گروه اجرا شد. برنامهٔ آموزش گروهی ارتقای معنویت در یازده جلسۀ هفتاددقیقه‌ای به‌صورت گروهی (هفته‌ای دو جلسه) و سه جلسۀ نوددقیقه‌ای اجرا شد. تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها ازطریق آزمون‌‌های تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر و تحلیل واریانس بین‌-درون‌گروهی مختلط با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخهٔ ۲۵ در سطح معناداری ۰٫۰۵ صورت گرفت.
    یافته‌ها: نتایج نشان داد بین دو گروه آزمایش و گواه در متغیرهای بهزیستی روان‌شناختی و طرد و پذیرش فرزند در مراحل پس‌آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود داشت (۰٫۰۰۱>p)؛ یعنی گروه آزمایش در مرحلهٔ پس‌آزمون در ابعاد بهزیستی روان‌شناختی و پذیرش فرزند میانگین بیشتر و در طرد فرزند میانگین کمتری درمقایسه با گروه گواه به‌دست آورد. همچنین تغییرات ایجادشده در مرحلهٔ پیگیری پایدار بود.
    نتیجه‌گیری:
    براساس یافته‌های پژوهش، آموزش گروهی ارتقای معنویت بر افزایش بهزیستی روان‌شناختی و افزایش پذیرش فرزند و کاهش طرد فرزند در مادران دارای کودک ناتوانی هوشی مؤثر است.

                       
    مشاهده چکیده (535) تعداد مشاهده
    دریافت فایل (19) تعداد دریافت
              
         

مقالات در دست چاپ

اطلاعات نشریه

  • شماره جاری: 1399، جلد 10، شماره0
  • شاپای چاپی: 2322-2840
  • شاپای الکترونيکی: 2322-2840
  • مدير مسئول:
  • سردبير: دکتر محمد کمالی
  • صاحب امتياز:

اشتراک در خبرنامه

لطفاً نشاني پست الكترونيك خود را برای دريافت اطلاعات و اخبار پايگاه در كادر زير وارد كنيد.

آمار سایت

  • كل کاربران ثبت شده: 2682 کاربر
  • کاربران حاضر در وبگاه: 0 کاربر
  • ميهمانان در حال بازديد: 11 کاربر
  • تمام بازديد‌ها: 14762240 بازدید
  • بازديد 24 ساعت قبل: 5024 بازدید
  • تعداد مقالات دریافت شده: 2276 مقاله
  • تعداد مقالات منتشر شده: 980 مقاله

بازنشر اطلاعات

استفاده از مطالب ارایه شده در این پایگاه با ذکر منبع آزاد می باشد

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله مطالعات ناتوانی (علمی- پژوهشی) می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2021 All Rights Reserved | Middle Eastern Journal of Disability Studies

Designed & Developed by : Yektaweb