خوش آمدید

مجله مطالعات ناتوانی (علمی-پژوهشی)

Journal of Disability Studies


مدیر مسئول: دکتر مسعود کریملو؛ دانشیار دانشگاه علوم پزشکی آزاد اسلامی تهران
سردبیر: دکتر محمد کمالی؛ استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران
دبیر اجرایی: مریم موسوی خطاط
مجله مطالعات ناتوانی به شماره استاندارد بین‌‌المللی پی آیند (شاپا) ۲۸۴۰-۲۳۲۲ بوده و به زبان فارسی با چکیده‌های فارسی و انگلیسی مقالات به چاپ می‌رسد. این مجله از سوی کمیسیون نشریات علوم پزشکی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی حائز رتبه علمی–پژوهشی شناخته شده، که این رتبه در یک‌صدونهمین (۱۰۹) جلسه کمیسیون نشریات علوم پزشکی کشور مورخ ۹۱/۸/۱۸ به‌تصویب رسیده است.
همچنین شایان ذکر است که این مجله در نمایه‌های ISC، SID، Google Scholar و Magiran و Microsoft Academic نمایه می‌شود.
Main Image

مجله مطالعات ناتوانی

1401، جلد 12، شماره0

شاپای چاپی: 2322-2840

شاپای الکترونيکی: 2322-2840

مدير مسئول: دکتر مسعود کریملو

سردبير: دکتر محمد کمالی

مشاهده ی آخرین شماره

  •      
           
             
             
    تدوین مدل افسردگی افراد آسیب‌دیدهٔ شنوایی براساس سبک‌های دلبستگی و سرمایهٔ روان‌شناختی با میانجی‌گری حمایت اجتماعی ادراک‌شده
             

    منصور نظری چافجیری, شهنام ابوالقاسمی, محمدرضا زربخش بحری

    زمینه و هدف: تجارب آسیب‌زا و محیط خانوادگی آشفته می‌تواند در بروز نشانه‌های افسردگی مؤثر باشد. مطالعهٔ حاضر با هدف تدوین مدل افسردگی افراد آسیب‌دیدهٔ شنوایی براساس سبک‌های دلبستگی و سرمایهٔ روان‌شناختی با میانجی‌گری حمایت اجتماعی ادراک‌شده انجام شد.
    روش‌بررسی: روش این پژوهش، تحلیلی از نوع همبستگی و مدل‌سازی معادلات ساختاری بود. جامعۀ آماری پژوهش را افراد آسیب‌دیدهٔ شنوایی دارای پروندهٔ فعال در کانون ناشنوایان شهر رشت زیر پوشش سازمان بهزیستی استان گیلان در سال ۱۳۹۹ به تعداد ۱۴۶۶ نفر تشکیل دادند. حجم نمونه براساس تعداد متغیرهای آشکار، ۳۰۵ نفر تعیین شد که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای جمع‌آوری داده‌ها شامل پرسش‌نامهٔ افسردگی بک-ویرایش دوم (بک و همکاران، ۱۹۹۶)، مقیاس دلبستگی والدین-همسالان (آرمسدن و گرینبرگ، ۱۹۸۷)، پرسش‌نامهٔ سرمایۀ روان‌شناختی (لوتانز و همکاران، ۲۰۰۷) و مقیاس چندبُعدی حمایت اجتماعی ادراک‌شدهٔ (زیمت و همکاران، ۱۹۸۸) بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و روش مدل‌سازی معادلات ساختاری در نرم‌افزارهای SPSS نسخهٔ ۲۲ و لیزرل نسخهٔ ۸٫۸۰ صورت گرفت. سطح معناداری آزمون‌ها ۰٫۰۵ در نظر گرفته شد.
    یافته‌ها: نتایج نشان داد، دلبستگی والدین (۰٫۶۴=β، ۰٫۰۰۱>p) و سرمایهٔ روان‌شناختی (۰٫۶۱=β، ۰٫۰۰۱>p) دارای اثر مثبت و مستقیم بر حمایت اجتماعی ادراک‌شده بودند. دلبستگی والدین (۰٫۳۸-=β، ۰٫۰۰۱>p) و سرمایهٔ روان‌شناختی (۰٫۴۱-=β، ۰٫۰۰۱>p) اثر منفی و معکوس بر افسردگی داشتند. اثر غیرمستقیم دلبستگی والدین بر افسردگی برابر با (۰٫۵۲-=β، ۰٫۰۰۱>p) بود. اثر غیرمستقیم سرمایهٔ روان‌شناختی بر افسردگی برابر با (۰٫۴۹-=β، ۰٫۰۰۱>p) به‌دست آمد. همچنین شاخص‌های نکویی برازش از برازش مطلوب الگوی پژوهش با داده‌های گردآوری‌شده حمایت کردند (۰٫۰۳۵=RMSEA، ۰٫۹۳=AGFI).
    نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های این پژوهش نتیجه گرفته می‌شود، حمایت اجتماعی ادراک‌شده در رابطهٔ بین سبک‌های دلبستگی و سرمایهٔ روان‌شناختی با افسردگی افراد با آسیب شنوایی نقش میانجی دارد.

                       
    مشاهده چکیده (50) تعداد مشاهده
    دریافت فایل (0) تعداد دریافت
              
         
         
           
             
             
    تعیین اثربخشی درمان مبتنی‌بر پذیرش و تعهد بر اجتناب و انعطاف‌ناپذیری تصویر بدنی زنان دارای اضافه‌وزن و چاق
             

    محمد انصاری اصل, سمانه محمدپور

    زمینه و هدف: چاقی، اضافه‌وزن و نارضایتی از تصویر بدن با مشکلات متعدد فردی، اجتماعی، شغلی، تحصیلی و خانوادگی همراه است که لازم است در این زمینه مداخلاتی انجام شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی‌بر پذیرش ‌و ‌تعهد بر اجتناب و انعطاف‌ناپذیری تصویر بدنی زنان دارای اضافه‌وزن و چاق انجام شد.
    روش‌بررسی: روش پژوهش، نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعهٔ آماری پژوهش را تمامی زنان دارای اضافه‌وزن و چاق با شاخص تودهٔ بدنی بیشتر از ۲۵ مراجعه‌کننده به کلینیک‌های تغذیه و روان‌شناختی شهر اهواز، از ابتدای اردیبهشت تا پایان خرداد سال ۱۴۰۰ تشکیل دادند. این افراد از ظاهر جسمانی خود نارضایتی داشتند. سی نفر از افراد واجد شرایط داوطلب به‌صورت تصادفی در گروه درمان مبتنی‌بر پذیرش ‌و‌ تعهد و گروه گواه قرار گرفتند (هر گروه پانزده نفر). جمع‌آوری داده‌ها در پیش‌آزمون و پس‌آزمون با استفاده از پرسش‌نامهٔ اجتناب از تصویر بدنی (روزن و همکاران، ۱۹۹۱) و مقیاس انعطاف‌ناپذیری روان‌شناختی تصویر بدنی (کالاقان و همکاران، ۲۰۱۵) انجام شد. صرفاً گروه آزمایش دوازده جلسه درمان مبتنی‌بر پذیرش و تعهد را دریافت کرد. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک‌متغیره در نرم‌افزار SPSS نسخهٔ ۲۱ در سطح معناداری (۰٫۰۵=α) صورت گرفت.
    یافته‌ها: نتایج نشان داد، پس از حذف اثر نمرات پیش‌آزمون، بین گروه‌های آزمایش و گواه در پس‌آزمون، در مؤلفه‌های متغیر اجتناب از تصویر بدنی شامل پوشش (۰٫۰۰۱>p)، محدودسازی خوردن (۰٫۰۰۴=p)، فعالیت‌های اجتماعی (۰٫۰۰۱>p) و وزن‌کردن خود (۰٫۰۱۸=p) و متغیر انعطاف‌ناپذیری روان‌شناختی تصویر بدنی (۰٫۰۰۱>p) تفاوت معنادار مشاهده شد؛ به‌طوری‌که میانگین نمرات متغیرهای مذکور در گروه آزمایش، کاهش معنادار یافت.
    نتیجه‌گیری: براساس نتایج پژوهش نتیجه گرفته می‌شود، درمان مبتنی‌بر پذیرش‌و‌تعهد بر بهبود اجتناب از تصویر بدنی و انعطاف‌ناپذیری روان‌شناختی تصویر بدنی در زنان دارای اضافه‌وزن و چاق اثربخشی دارد؛ بنابراین اجرای برنامه‌های مداخله‌ای جامع با رویکرد روان‌شناختی برای این افراد نیاز است.

                       
    مشاهده چکیده (43) تعداد مشاهده
    دریافت فایل (0) تعداد دریافت
              
         
         
           
             
             
    بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک بر تصویر بدنی و افسردگی زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان شهر اصفهان
             

    سیده مرضیه موسوی, اصغر آقایی

    زمینه و هدف: افسردگی پس از زایمان تأثیرات منفی زیادی بر زنان و فرزندان آنان دارد. این پژوهش با هدف بررسی اثر‌بخشی رفتاردرمانی دیالکتیک بر تصویر بدنی و افسردگی زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان انجام شد.
    روش‌بررسی: روش پژوهش، نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری شصت‌روزه با گروه گواه بود. جامعه‌ٔ آماری را زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان شهر اصفهان در سال ۱۳۹۷ تشکیل دادند. تعداد ۲۸ زن به‌روش دردسترس انتخاب شدند و به‌طور تصادفی در گروه رفتاردرمانی دیالکتیک و گروه گواه قرار گرفتند (هر گروه چهارده نفر). برای جمع‌آوری داده‌ها، مقیاس افسردگی پس از زایمان ادینبورگ (کاکس و همکاران، ۱۹۸۷)، مقیاس استاندارد رضایت از تصویر تن (سوئوتو و گارسیا، ۲۰۰۲) و پرسش‌نامهٔ افسردگی بک-ویرایش دوم (بک و همکاران، ۱۹۹۶) استفاده شد. صرفاً گروه آزمایش مداخلهٔ رفتاردرمانی دیالکتیک را به‌شکل گروهی، در نُه جلسهٔ نوددقیقه‌ای دریافت کرد. تحلیل داده‌ها در نرم‌افزار SPSS نسخهٔ ۲۳ با استفاده از روش‌ تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی صورت گرفت. سطح معناداری آزمون‌ها (۰٫۰۵=α) لحاظ شد.
    یافته‌ها: نتایج نشان داد، افسردگی (۰٫۰۰۱>p) و تصویر بدنی (۰٫۰۴۲=p) بین گروه آزمایش و گروه گواه تفاوت معناداری داشتند. متغیرهای مذکور از مرحلهٔ پس‌آزمون تا مرحلهٔ پیگیری دارای تفاوت معناداری بودند (۰٫۰۰۱>p). اثر متقابل مراحل آزمون با گروه مشخص کرد، افسردگی و تصویر بدنی تفاوت معناداری داشتند (۰٫۰۰۱>p). همچنین در گروه آزمایش، بین مراحل پس‌آزمون و پیگیری در متغیر افسردگی تفاوت معنادار مشاهده نشد که حاکی‌از پایداری اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک در مرحلۀ پیگیری بر متغیر مذکور بود (۰٫۰۶۳=p)؛ اما بین مراحل پس‌آزمون و پیگیری در متغیر تصویر بدنی تفاوت معنادار مشاهده شد که حاکی‌از پایدارنبودن اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک در مرحلۀ پیگیری بر متغیر مذکور بود (۰٫۰۰۱>p).
    نتیجه‌گیری: برطبق یافته‌های پژوهش نتیجه گرفته می‌شود که رفتاردرمانی دیالکتیک بر بهبود تصویر بدنی و کاهش افسردگی زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان مؤثر است.

                       
    مشاهده چکیده (337) تعداد مشاهده
    دریافت فایل (13) تعداد دریافت
              
         
         
           
             
             
    اثربخشی آموزش الگوی خودنظارتی بر بهبود فرسودگی و درگیری تحصیلی دانش‌آموزان دارای اضطراب تحصیلی
             

    آیدا پورکمالی, اکبر محمدی, سارا حقیقت

    زمینه و هدف: اضطراب در محیط آموزشی ازجمله متغیرهایی است که به توجه ویژه‌ای نیاز دارد و به‌نظر می‌رسد، آموزش دانش‌آموزان دارای اضطراب تحصیلی نقش مهم‌تری در کنترل آن دارد؛ ازاین‌رو پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش الگوی خودنظارتی بر بهبود فرسودگی و درگیری تحصیلی دانش‌آموزان دارای اضطراب تحصیلی صورت گرفت.
    روش‌بررسی: روش این پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعهٔ آماری پژوهش را تمامی دانش‌آموزان دختر مقطع اول متوسطه دارای اضطراب تحصیلی، در شهرستان تهران در سال تحصیلی ۹۹-۱۳۹۸ تشکیل دادند. پس از اخذ مجوزهای لازم، اطلاعیه‌ای مبنی‌بر شرکت در پژوهش در مدرسهٔ شهدای (منطقهٔ هیجده) شهر تهران توزیع شد. سپس برای افراد داوطلب شرکت در پژوهش، مقیاس اضطراب امتحان (ساراسون، ۱۹۷۷) اجرا شد. از بین داوطلبان، افرادی که نمرهٔ اضطراب آن‌ها بیشتر از حد متوسط بود، ۲۴ نفر به‌صورت دردسترس و هدف‌مند به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند و به‌طور تصادفی در دو گروه گواه و آزمایش قرار گرفتند (هر گروه دوازده نفر). ابزارهای دیگر پژوهش، پرسشنامهٔ تجدیدنظرشدۀ فرسودگی تحصیلی مسلش (شائوفلی و همکاران، ۲۰۰۲) و پرسشنامهٔ درگیری تحصیلی (زرنگ، ۱۳۹۱) بود. برای گروه آزمایش بستهٔ آموزشی ده‌جلسه‌ای الگوی خودنظارتی ارائه شد؛ اما برای گروه گواه مداخله‌ای ارائه نشد. تحلیل داده‌ها در دو مرحلهٔ پیش‌آزمون و پس‌آزمون با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره (مانکووا) در نرم‌افزار SPSS نسخهٔ ۲۵ در سطح معناداری ۰٫۰۵ صورت گرفت.
    یافته‌ها: نتایج نشان داد، بعد از حذف اثر نمرات پیش‌آزمون، در پس‌آزمون بین گروه‌های آزمایش و گواه در متغیرهای خستگی تحصیلی، ناکارآمدی تحصیلی و درگیری تحصیلی تفاوت معناداری وجود داشت (۰٫۰۰۱>p)؛ اما در بی‌علاقگی تحصیلی تفاوت معنادار مشاهده نشد (۰٫۰۹۴=p). 
    نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش بر کارایی الگوی خودنظارتی در بهبود افسردگی و درگیری تحصیلی دانش‌آموزان دارای اضطراب تحصیلی تأکید دارد. درواقع کاربست این الگوی آموزش موجب بهبود متغیرهای خستگی تحصیلی، ناکارآمدی تحصیلی و درگیری تحصیلی می‌شود.

                       
    مشاهده چکیده (648) تعداد مشاهده
    دریافت فایل (5) تعداد دریافت
              
         
         
           
             
             
    مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک و طرح‌واره درمانی هیجانی بر تنظیم هیجانی در معلولین جسمی حرکتی
             

    فاظمه رحمانی مقدم, زهرا باقرزاده گل مکانی, حسن توزنده جانی, حمید نجات

    زمینه و هدف: افراد دارای معلولیت با هیجانات متفاوتی مواجه هستند. پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک و طرح‌واره درمانی هیجانی بر تنظیم هیجانی در معلولین جسمی حرکتی انجام شد.
    روش بررسی: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون ، پس‌آزمون و پیگیری همراه  با گروه گواه بود. جامعه آماری کلیه معلولین جسمی حرکتی 20 ‌تا 50 ‌ساله بودند که در سال 1398 تحت پوشش بهزیستی مشهد قرار گرفتند. 45 نفر دارای ملاک‌های ورود و خروج و به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و با رضایت شخصی به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی درمان مبتنی بر رفتاردرمانی دیالکتیکی و طرح‌واره درمانی هیجانی و یک گروه گواه  (هر گروه پانزده نفر) قرار گرفتند. به‌منظور گردآوری داده‌ها در پژوهش از مقیاس تنظیم شناختی هیجانی گارنفسکی (2001) استفاده شد. صرفاً برای گروه‌های آزمایش، رفتاردرمانی دیالکتیکی در یازده جلسه‌ی شصت‌دقیقه‌ای بر اساس پروتکل درمانی مک کی، وود و برانتلی( 2007) و طرح‌واره درمانی هیجانی بر اساس پروتکل درمانی لیهی (2015) در یازده جلسه شصت‌دقیقه‌ای اجرا شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم‌افزار SPSS نسخه 25 در سطح معناداری 05/0 انجام شد.
      یافته‌ها: اثر زمان، اثر گروه و اثر متقابل زمان و گروه بر میانگین نمرات تنظیم هیجانی(راهبردهای سازش یافته و راهبردهای سازش نایافته) معنادار بود(P<0/05). میانگین نمرات تنظیم هیجانی(راهبردهای سازش یافته)گروه طرح‌واره درمانی هیجانی به‌طور معناداری بیشتر از گروه‌های رفتاردرمانی دیالکتیک(P<0/05) و گواه (P<0/05)بود.میانگین نمرات تنظیم هیجانی گروه رفتاردرمانی دیالکتیک به‌طور معناداری بیشتر از گروه گواه بود(P<0/05). همچنین تفاوت معناداری در میانگین نمرات تنظیم هیجانی(راهبردهای سازش یافته و راهبردهای سازش نایافته) در مرحله پیش‌آزمون و پس‌آزمون (P<0/05) و پیش‌آزمون و پیگیری(P<0/05) وجود داشت.
    نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش، آموزش رفتاردرمانی دیالکتیک و طرح‌واره درمانی هیجانی بر تنظیم هیجانی در معلولین جسمی حرکتی اثربخش است اما طرح‌واره درمانی هیجانی اثربخشی بیشتری دارد.

                       
    مشاهده چکیده (78) تعداد مشاهده
    دریافت فایل (24) تعداد دریافت
              
         
         
           
             
             
    مقایسهٔ اثربخشی مداخلات درمانی آموزش نوروفیدبک و یکپارچه‌سازی ادراکی-حرکتی بر افزایش مهارت‌های شناختی کودکان مبتلا به نقص توجه/بیش‌فعالی
             

    محمد رضا روح بخش ایلی مقدم, محمود جاجرمی, مجید قشونی

    زمینه و هدف: آموزش نوروفیدبک و فعالیت‌های یکپارچه‌سازی ادراکی-حرکتی درمان‌های جایگزین و مکمل برای کودکان مبتلا به نقص توجه/بیش‌فعالی در نظر گرفته می‌شوند که هدف آن‌ها بهینه‌سازی توان‌مندی‌های مغزی است. هدف این پژوهش، مقایسهٔ اثربخشی مداخلات درمانی آموزش نوروفیدبک و یکپارچه‌سازی ادراکی-حرکتی بر افزایش مهارت‌های شناختی کودکان مبتلا به نقص توجه/بیش‌فعالی بود.
    روش بررسی: روش پژوهش، نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری ۴۵روزه با گروه گواه بود. جامعهٔ آماری را دانش‏آموزان ۷تا۱۱سالۀ دارای نشانه‏های اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی در شهر مشهد در سال ۱۳۹۸ تشکیل دادند. نمونهٔ پژوهش ۳۶ نفر از افراد واجد شرایط داوطلب شرکت در مطالعه بودند که در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه قرار گرفتند. آموزش‌های نوروفیدبک و یکپارچه‌سازی ادراکی-حرکتی، هرکدام در ۳۶ جلسه صرفاً برای گروه‌های آزمایش اجرا شد. از فرم کوتاه مقیاس درجه‌بندی والدین کانرز (کانرز و همکاران، ۱۹۹۸)، مقیاس درجه‌بندی معلم کانرز (کانرز و همکاران، ۱۹۹۸)، نسخۀ نرم‌افزاری آزمون عملکرد پیوستۀ روزولد و همکاران (۱۹۵۶) و هوش‌آزمای تهران-استنفورد-بینه (افروز و کامکاری، ۱۳۸۵) برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه‌‌گیری مکرر و آزمون‌های تعقیبی توکی و بونفرونی در نرم‌افزار SPSS نسخهٔ ۲۳ در سطح معناداری ۰٫۰۵ انجام شد.
    یافته‌ها: در میانگین نمرات هوش غیرکلامی، گروه آموزش نوروفیدبک با گروه یکپارچه‌سازی ادراکی-حرکتی (۰٫۰۳۵=p) و با گروه کنترل (۰٫۰۱۸=p) تفاوت معناداری داشت؛ اما بین میانگین نمرات هوش کلامی (۰٫۴۱۱=p) و هوش کلی (۰٫۱۲۷=p) بین دو گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود نداشت؛ همچنین در هر دو گروه آزمایش، در میانگین نمرات هر سه متغیر مذکور در مراحل پیش‌آزمون با پس‌آزمون، پیش‌آزمون با پیگیری و پس‌آزمون با پیگیری تفاوت معناداری وجود داشت (۰٫۰۰۱>p).
    نتیجه‌گیری: باتوجه به یافته‌های پژوهش، در مقام مقایسه، به‌جز در هوش غیرکلامی که آموزش نوروفیدبک اثربخشی بیشتری درمقایسه با یکپارچه‌سازی ادراکی-حرکتی دارد، هر دو رویکرد آموزش نوروفیدبک و یکپارچه‌سازی ادراکی-حرکتی به‌عنوان درمان‌های جایگزین و مکمل، در مراحل پس‌آزمون و پیگیری بر افزایش توان‌مندی‌های شناختی کودکان مبتلا به نقص توجه/بیش‌فعالی مؤثرند.

     

                       
    مشاهده چکیده (1341) تعداد مشاهده
    دریافت فایل (20) تعداد دریافت
              
         
         
           
             
             
    طراحی و بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی پرسش‌نامهٔ سلامت روان رانندگان تاکسی‌رانی آنلاین
             

    علی فراهانی, گلرخ داوران پور فرد, نوید آیینه, محمد حنیف دسومی

    زمینه و هدف: رانندگان تاکسی‌رانی آنلاین نیازمند صلاحیت‌های شناختی و روان‌شناختی هستند که باید سنجیده شود تا کیفیت خدمات این بخش ارتقا یابد. هدف پژوهش حاضر طراحی و بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی پرسش‌نامهٔ سلامت روان رانندگان تاکسی‌رانی آنلاین بود.
    روش‌بررسی: این پژوهش از نوع ابزارسازی و هنجاریابی بود که در سال ۱۴۰۰ انجام شد. در بخش کمی، جامعهٔ آماری پژوهش را رانندگان تاکسی‌های آنلاین در شهر تهران تشکیل دادند. تعداد نمونه تقریباً شش برابر تعداد سؤال‌ها در نظر گرفته شد که با احتساب ریزش نمونه، چهارصد نفر به‌صورت دردسترس انتخاب شدند. درنهایت ۳۱۱ پرسش‌نامهٔ تکمیل‌شده به‌دست آمد. ابزار پژوهش، پرسش‌نامهٔ سلامت روان رانندگان تاکسی‌رانی آنلاین بود. این پرسش‌نامه توسط پژوهشگران مطالعۀ حاضر و پس از ارزیابی جامعی از مفاهیم سلامت روان مرتبط با وضعیت رانند‌گان تدوین شد. به‌منظور بررسی روایی محتوایی، نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) به‌کار رفت. برای بررسی روایی سازه و تعیین ساختار عاملی پرسش‌نامه، تحلیل عاملی اکتشافی به‌روش تحلیل مؤلفه‌های اصلی با چرخش واریمکس انجام شد. بررسی همسانی درونی به‌شیوهٔ محاسبهٔ ضریب آلفای کرونباخ و پایایی به‌شیوهٔ بازآزمایی (با فاصلهٔ دو هفته) صورت گرفت. تحلیل داده‌ها به‌کمک نرم‌افزار SPSS نسخۀ ۲۱ در سطح معناداری ۰٫۰۵ انجام شد.
    یافته‌ها: نسبت روایی محتوا (CVR) برای پرسش‌نامه در دامنهٔ ۰٫۶۰تا۱درصد و شاخص روایی محتوا (CVI) برابر با ۰٫۷۰ برآورد شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد، این پرسش‌نامه هفت عامل را شامل می‌شود و مجموع درصد واریانس تجمعی عامل‌ها برابر با ۵۸٫۷۵درصد است. ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسش‌نامه برابر با ۰٫۸۵ و ضریب باز‌آزمایی نیز برای خرده‌مقیاس‌ها در دامنهٔ ۰٫۶۹تا۰٫۸۴ قرار داشت و ضریب باز‌آزمایی کل پرسش‌نامه برابر با ۰٫۶۶ به‌دست آمد.
    نتیجه‌گیری: نسخهٔ فارسی پرسش‌نامهٔ سلامت روان رانندگان تاکسی‌رانی آنلاین، از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار است؛ ازاین‌رو این پرسش‌نامه می‌تواند به‌منظور ارزیابی سلامت روان افراد مشغول به فعالیت در شرکت‌های تاکسی‌رانی آنلاین، استفاده شود.

     

                       
    مشاهده چکیده (269) تعداد مشاهده
    دریافت فایل (7) تعداد دریافت
              
         
         
           
             
             
    تبیین روابط ساختاری بین نیازهای بنیادین روان‌شناختی و کیفیت زندگی با میانجیگری هوش هیجانی در نوجوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست
             

    محدثه سلطان تبار شهاب‌الدینی, پانته آ جهانگیر, مژگان نیکنام

    زمینه و هدف: از‌دست‌دادن محبت والدین موجب می‌شود نیازهای رشدی نوجوان ناکام بماند. این امر بحران‌ها و آسیب‌های روانی-رفتاری-اجتماعی در بین نوجوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست و کیفیت زندگی پایین‌تر را به‌دنبال دارد. هدف پژوهش حاضر تبیین روابط ساختاری بین نیازهای بنیادین روان‌شناختی و کیفیت زندگی با میانجیگری هوش هیجانی در نوجوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست بود.
    روش‌بررسی: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعهٔ آماری پژوهش را نوجوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست ساکن در مراکز شبه‌خانوادهٔ استان تهران به تعداد ۱۶۳۹ نفر در سال ۱۳۹۸ تشکیل دادند. از میان آن‌ها تعداد ۲۵۸ نفر به‌روش نمونه‌‌گیری دردسترس از نوزده مرکز واقع در شهرستان‌های تهران، پرند، ری، شمیرانات، شهریار و ملارد انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش‌نامهٔ نیازهای اساسی (صاحبی، ۱۳۸۲)، مقیاس هوش هیجانی (شات و همکاران، ۱۹۹۸) و پرسش‌نامهٔ کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (۱۹۸۹) بود. داده‌های پژوهش حاضر استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و ضریب همبستگی پیرسون توسط نرم‌افزارهای AMOS و SPSS در سطح معناداری ۰٫۰۵ تحلیل شدند.
    یافته‌ها: نتایج نشان داد، نیازهای بنیادین روان‌شناختی بر کیفیت زندگی دارای اثر کل بود (۰٫۰۰۱=p و ۰٫۳۹۸=β). نیازهای بنیادین روان‌شناختی بر هوش هیجانی اثر مستقیم داشت (۰٫۰۰۱=pو ۰٫۶۸۷=β). هوش هیجانی بر کیفیت زندگی دارای اثر مستقیم بود (۰٫۰۰۱=p و ۰٫۶۱۸=β). همچنین نیازهای بنیادین روان‌شناختی با میانجیگری هوش هیجانی بر کیفیت زندگی اثر غیرمستقیم داشت (۰٫۰۰۱=p، ۰٫۴۲۵=β). همچنین مدل مفروض با داده‌های گردآوری‌شده برازش داشت (۱۱۴٫۰۳=۲x و ۰٫۹۵۷=CFI، ۰٫۹۳۰=GFI و ۰٫۸۹۳=AGFI و ۰٫۰۶۷=RMSEA).
    نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های پژوهش در نوجوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست هوش هیجانی رابطهٔ بین نیازهای بنیادین را با کیفیت زندگی به‌صورت مثبت میانجیگری می‌کند.

                       
    مشاهده چکیده (337) تعداد مشاهده
    دریافت فایل (12) تعداد دریافت
              
         
         
           
             
             
    اثربخشی طرحواره‌درمانی بر سبک‌های حل مسئله و راهبردهای تنظیم هیجان بیماران قلبی
             

    فرزانه احمدی, کورش گودرزی, نورعلی فرخی, مهدی روزبهانی

    زمینه و هدف: سبک‌های حل مسئلۀ ناکارآمد و ناتوانی در استفاده از راهبردهای تنظیم هیجان می‌تواند بر سلامت روان و کیفیت زندگی بیماران قلبی‌عروقی تأثیرگذار باشد؛ ازاین‌رو هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی طرحواره‌درمانی بر سبک‌های حل مسئله و راهبردهای تنظیم هیجان بیماران قلبی شهر تهران بود.
    روش‌بررسی: روش پژوهش از نوع شبه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعهٔ آماری را تمامی بیماران قلبی مراجعه‌کننده به مرکز پزشکی هسته‌ای در سال ۱۳۹۶ در شهر تهران تشکیل دادند. با استفاده از روش نمونه‌گیری دردسترس، سی نفر از بیماران قلبی واجد شرایط داوطلب انتخاب شدند. سپس، به‌صورت تصادفی در گروه آزمایش و گروه گواه قرار گرفتند (هر گروه پانزده نفر). به‌منظور گردآوری داده‌ها از پرسشنامهٔ حل مسئله (کسیدی و لانگ، ۱۹۹۶) و پرسشنامهٔ تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، ۲۰۰۶) و آموزش طرحواره‌درمانی استفاده شد. گروه‌ آزمایش، آموزش طرحواره‌درمانی را در ده جلسهٔ نوددقیقه‌ای دریافت کرد؛ اما برای گروه گواه هیچ مداخله‌ای ارائه نشد. برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل کوواریانس و آزمون تی مستقل ازطریق نرم‌افزار SPSS نسخهٔ ۲۲ استفاده شد. سطح معناداری تمامی آزمون‌ها ۰٫۰۵ در نظر گرفته شد.
    یافته‌ها: نتایج نشان داد، پس از کنترل اثر نمرات پیش‌آزمون، در گروه آزمایش، طرحواره‌درمانی بر مؤلفه‌های سبک‌های حل مسئله شامل مهارگری حل مسئله (۰٫۰۱۴=p)، اعتمادبه‌نفس در حل مسئله (۰٫۰۱۵=p)، سبک گرایش (۰٫۰۰۱>p)، درماندگی در حل مسئله (۰٫۰۰۴=p) و سبک حل مسئلۀ خلاقانه (۰٫۰۰۴=p) تأثیر معنادار داشت؛ اما در مؤلفهٔ سبک اجتناب مؤثر نبود (۰٫۰۹۴=p)؛ همچنین در گروه آزمایش، طرحواره‌درمانی بر هیچ‌یک از راهبردهای تنظیم شناختی هیجان یعنی راهبرد‌های سازش‌یافته (۰٫۳۴۱=p) و راهبرد‌های سازش‌نایافته (۰٫۸۶۷=p) تأثیر معنادار نداشت.
    نتیجه‌گیری: براساس نتایج این پژوهش، طرحواره‌درمانی مداخلهٔ مؤثری بر بهبود سبک‌های حل مسئله شامل مهارگری حل مسئله، اعتمادبه‌نفس در حل مسئله، سبک گرایش، درماندگی در حل مسئله و سبک حل مسئلۀ خلاقانه در بیماران قلبی است.

                       
    مشاهده چکیده (1079) تعداد مشاهده
    دریافت فایل (41) تعداد دریافت
              
         
         
           
             
             
    مدل‌سازی معادلات ساختاری رضایتمندی زوجیت و نشاط معنوی، براساس ویژگی‌های شخصیتی با نقش میانجی رفتارهای مقابله‌ای والدین نوجوانان دختر ۱۴تا۱۸سالهٔ دارای نشانگان اختلال سلوک
             

    زهره دادخواه کلاشمی, مریم اساسه, سمیرا وکیلی, غلامعلی افروز, سعید حسن زاده

    زمینه و هدف: مشکلات والدین نوجوانان دارای نشانگان اختلال سلوک حاکی‌از انواع روش‌های مشکل‌سازی است که اشخاص در پاسخ به موقعیت‌های عاطفی خود برای تنظیم هیجانات نامناسب تجربه می‌کنند. هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط رضایتمندی زوجیت و نشاط معنوی، براساس ویژگی‌های شخصیتی با نقش میانجی رفتارهای مقابله‌ای در والدین نوجوانان دختر ۱۴تا۱۸سالۀ دارای نشانگان اختلال سلوک بود.
    روش‌بررسی: پژوهش حاضر در زمرهٔ پژوهش‌های همبستگی برمبنای مدل‌سازی معادلات ساختاری بود. جامعهٔ ‌آماری را والدین نوجوانان دختر ۱۴تا۱۸سالهٔ دارای نشانگان اختلال سلوک شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ تشکیل دادند و نمونهٔ آماری ۲۴۸ نفر بودند که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای اندازه‌گیری شامل پرسش‌نامهٔ خودگزارشی نوجوانان (آخنباخ، ۱۹۹۱)، مقیاس رضایتمندی زوجیت افروز (افروز، ۱۳۷۸)، مقیاس نشاط معنوی افروز (افروز، ۱۳۹۵)، پرسش‌نامهٔ شخصیت آیزنک (آیزنک و آیزنک، ۱۹۶۳) و پرسش‌نامهٔ راهبردهای مقابله‌ای (لازاروس، ۱۹۸۰) بود. تحلیل آماری داده‌ها با روش معادلات ساختاری و با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و AMOS در سطح معناداری ۰٫۰۵ انجام شد.
    یافته‌ها: در مدل استخراج‌شده، ویژگی شخصیتی برون‌گرایی بر شیوهٔ مقابلهٔ مسئله‌محور اثر مستقیم و مثبت داشت (۰٫۰۱۳=
    p و ۰٫۱۵۵=β). ویژگی شخصیتی روان‌آزرده‌گرایی بر رضایتمندی زوجیت (۰٫۰۲۱=p و ۰٫۱۴۷-=β) و بر نشاط معنوی (۰٫۰۰۱>p و ۰٫۲۲۷-=β) اثر مستقیم و منفی داشت. شیوهٔ مقابلهٔ هیجان‌محور بر رضایتمندی زوجیت (۰٫۰۰۱>p و ۰٫۲۸۰-=β) و بر نشاط معنوی (۰٫۰۰۱>p و ۰٫۳۰۶-=β) اثر مستقیم و منفی داشت. شیوهٔ مقابلهٔ مسئله‌محور بر رضایتمندی زوجیت (۰٫۰۳۹=p و ۰٫۱۹۸=β) و بر نشاط معنوی (۰٫۰۰۱>p و ۰٫۳۹۶=β) اثر مستقیم و مثبت داشت. ویژگی شخصیتی برون‌گرایی با میانجی‌گری رفتار مقابله‌ای مسئله‌محور ‌بر رضایتمندی زوجیت (۰٫۰۱۹=p و ۰٫۰۳۱=β) و بر نشاط معنوی (۰٫۰۰۱>p و ۰٫۰۶۱=β) اثر غیرمستقیم داشت. شاخص‌های نکویی برازش مدل حاکی‌از برازش مدل بودند (۰٫۰۶۸=RMSEA و ۰٫۹۹۳=GFI و ۰٫۹۳۱=AGFI).

    نتیجه‌گیری: نتایج بر اهمیت تأثیر مهارت‌های مقابله با استرس برای ارتقای رضایتمندی زوجیت و نشاط معنوی تأکید دارد و نقش متغیر میانجی در این پژوهش بسیار پررنگ است؛ اگرچه رفتارهای مقابله‌ای، رضایتمندی زوجیت و نشاط معنوی تحت‌تأثیر مستقیم ویژگی‌های شخصیتی قرار دارند.

                       
    مشاهده چکیده (700) تعداد مشاهده
    دریافت فایل (47) تعداد دریافت
              
         

مقالات در دست چاپ

اطلاعات نشریه

  • شماره جاری: 1401، جلد 12، شماره0
  • شاپای چاپی: 2322-2840
  • شاپای الکترونيکی: 2322-2840
  • مدير مسئول: دکتر مسعود کریملو
  • سردبير: دکتر محمد کمالی
  • صاحب امتياز:

اشتراک در خبرنامه

لطفاً نشاني پست الكترونيك خود را برای دريافت اطلاعات و اخبار پايگاه در كادر زير وارد كنيد.

آمار سایت

  • كل کاربران ثبت شده: 3081 کاربر
  • کاربران حاضر در وبگاه: 3 کاربر
  • ميهمانان در حال بازديد: 44 کاربر
  • تمام بازديد‌ها: 16245049 بازدید
  • بازديد 24 ساعت قبل: 1679 بازدید
  • تعداد مقالات دریافت شده: 2591 مقاله
  • تعداد مقالات منتشر شده: 1300 مقاله

بازنشر اطلاعات

استفاده از مطالب ارایه شده در این پایگاه با ذکر منبع آزاد می باشد

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله مطالعات ناتوانی (علمی- پژوهشی) می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2022 CC BY-NC 4.0 | Middle Eastern Journal of Disability Studies

Designed & Developed by : Yektaweb